Wednesday, February 4, 2009

Monday, June 9, 2008

به پایان آمد این دفتر ولی چون کلاغه به خونش نرسیده هنوز حکایت همچنان باقیست...

Saturday, May 31, 2008

جایگاه ما و بعضیها


گاهی وقتا و الزاماً گاهی وقتا اونیکه ازت سبقت میگیره یا جلوتر از تو پیش میره دلیل بر برتریش نیست. ممکنه فقط تعداد دست وپاهاش بیشتر از تو باشه یا نفهمه که سرپیچ نباید سبقت بگیره و یا حتی هنوزدرک نکرده مسیر گذری ارث ابوی دومش نیست ولی با این وجودبیشتر وقتا مجبوری راهت رو از میونه اثرات این دسته از موجودات باز کنی بری جلو. کمی سخته ولی غیره ممکن نیستش.

پ.ن: عکس فوق نیز مربوط به همون گذری به طبیعت هفته گذشته اینجانب است.تزیینی بوده و ایما یا اشاره ای به گوسفند خاصی نیست. ازجامعه گوسفندها پیشاپیش طلب مغفرت نموده خواهشمندیم جهت تلافی لاله های واژگون را حیف و میل نکنند تا در گذری بعدی به رویت ما هم برسند بلکندش که بعدها برای نتایجمان از این حقیقت زیبا خاطراتی بس غلوشده تعریف کنیم!

دلتنگیها همچنان ادامه دار میباشند....

Thursday, May 29, 2008

دیو سپید پای در بند، ای دماوند عزیز


بطور ناگهانی دچار آرامش نسبی شدم.

اینم عکس دیو سپید پای در بنده که جمعه پیش گرفتم. به همه خیلی خوش گذشت به من ولی بی تو هیچ جاخوش نمیگذره. حتی تا پیش خدا. ------

روزیکه کاوه پا شد خواهر و مادر ضحاک رو بهمپیوند داد و فریدون اینا اومدن، آیا فکرش رو میکرد که این یارو دوباره فرار کنه و بعد از باز پروری به جامعه برگرده؟

کاوه جان ما که همیشه زحمتامون میافته گردنه شما، اینبار بی زحمت یهو ببرش تا گوآنتانامو بلکه زیر بنایی اصلاحات بشه.

من فقط در عجبم! از اینهمه بلاهت، فکرکنم در طی این چند هزار سال فقط مغز خر دادن ضحی خورده!

نوش جان، گوارای وجود.

------

در راستای همدلی از هم زبانی بیتره جهت اطلاع بنده تایید کردم که بهتره، برید راحت باشید.

Wednesday, May 28, 2008

معرفت و دوستی

خوبه آدم معرفت داشته باشه. حداقلش واسه کسی که میگی برات متفاوته یا شاید بوده!!!