هومن
خیلی وقت پیش یکی بهم حرفی زد از اون حرفا که فراموش نمیشن و مسیر زندگیه آدم رو تعیین میکنن.
گفت موفقیت نسبیه.خوب! ولی نسبت به چی؟ اینه که مهمه. حرف مردم؟ یا آرامش درونت؟
اگر میخوای موفق باشی واسه خودت یه چارچوب درست کن و سعی کن با قوانین خودت زندگی کنی. کاری نداشته باش مردم چی میگن، فقط کسایی وقت فضولی تو زندگیه بقیه دارن که واسه خودشون هیچی نیستند.
13 سالم بود و مشنگ ولی حرفشو گوش کردم. واسه خودم منطق خاصی درست کردم. اعتماد بنفسم بیشتر شد و همینطور آرامش درونم.
وقتی اعتماد بنفس داشته باشی میتونی قضاوت درستتری نسبت به اطرافت پیدا کنی.
همه ما نقاط ضعفی داریم، همه ما ترسهای خودمون رو داریم ولی وقتی تو چارچوب خودت قرار بگیری کم کم میفهمی که با نقاط ضعفت و ترسهات چطور رفتار کنی، این تعریف من از اعتماد بنفسه.
بمرور زمان میفهمی که به ترسها و نقاط ضعف بقیه احترام بزاری و بتونی باهاشون کنار بیای بدون اینکه بخوای عوضشون کنی.
بعد از 20 سال رسیم به اینجا، از خودم راضی هستم، اشتباه زیاد کردم ولی میدونم که موفق بودم. من تو چارچوب خودم موفق بودم.
هیچوقت کسی رو که منطق خاصی برای زندگی نداشت تو زندگیم راه ندادم. به زندگی کسی کاری نداشتم، و هرگز برای کسی توضیح ندادم که چرا و چطور فکر میکنم. برای همین خیلیا فکر میکنن من آدم از خود راضیه چس دماغ مغروری هستم که فکر میکنه فقط خودش درست میگه و از قسمت تحتانیه آسمان بزمین افتاده! البته مهم نیست... ولی
ولی گاهی اشتباهی مکنی که خودت بیشتر از بقیه ناراحت میشی، شاید چون کس دیگه جز خودت اصلاً نمیفهمه که اشتباه کردی.
گاهی میشه که آرزو میکنم کاش میشد فلانی اینی نبود که هست...
---------
پ.ن: خود ساتسوری نکردم ولی مقداریش حذف شد. قرار نیست همه بدونن همه چیز رو با این حال باید تشکر کنم از یکی که بالاخره من رو به هشت تا کتاب با هم و یجا رسوند. حوشحالم که توانایی این رو دارم که هنوز چیزای جدید یاد بگیرم. نم نمی، تشکر.
گفت موفقیت نسبیه.خوب! ولی نسبت به چی؟ اینه که مهمه. حرف مردم؟ یا آرامش درونت؟
اگر میخوای موفق باشی واسه خودت یه چارچوب درست کن و سعی کن با قوانین خودت زندگی کنی. کاری نداشته باش مردم چی میگن، فقط کسایی وقت فضولی تو زندگیه بقیه دارن که واسه خودشون هیچی نیستند.
13 سالم بود و مشنگ ولی حرفشو گوش کردم. واسه خودم منطق خاصی درست کردم. اعتماد بنفسم بیشتر شد و همینطور آرامش درونم.
وقتی اعتماد بنفس داشته باشی میتونی قضاوت درستتری نسبت به اطرافت پیدا کنی.
همه ما نقاط ضعفی داریم، همه ما ترسهای خودمون رو داریم ولی وقتی تو چارچوب خودت قرار بگیری کم کم میفهمی که با نقاط ضعفت و ترسهات چطور رفتار کنی، این تعریف من از اعتماد بنفسه.
بمرور زمان میفهمی که به ترسها و نقاط ضعف بقیه احترام بزاری و بتونی باهاشون کنار بیای بدون اینکه بخوای عوضشون کنی.
بعد از 20 سال رسیم به اینجا، از خودم راضی هستم، اشتباه زیاد کردم ولی میدونم که موفق بودم. من تو چارچوب خودم موفق بودم.
هیچوقت کسی رو که منطق خاصی برای زندگی نداشت تو زندگیم راه ندادم. به زندگی کسی کاری نداشتم، و هرگز برای کسی توضیح ندادم که چرا و چطور فکر میکنم. برای همین خیلیا فکر میکنن من آدم از خود راضیه چس دماغ مغروری هستم که فکر میکنه فقط خودش درست میگه و از قسمت تحتانیه آسمان بزمین افتاده! البته مهم نیست... ولی
ولی گاهی اشتباهی مکنی که خودت بیشتر از بقیه ناراحت میشی، شاید چون کس دیگه جز خودت اصلاً نمیفهمه که اشتباه کردی.
گاهی میشه که آرزو میکنم کاش میشد فلانی اینی نبود که هست...
---------
پ.ن: خود ساتسوری نکردم ولی مقداریش حذف شد. قرار نیست همه بدونن همه چیز رو با این حال باید تشکر کنم از یکی که بالاخره من رو به هشت تا کتاب با هم و یجا رسوند. حوشحالم که توانایی این رو دارم که هنوز چیزای جدید یاد بگیرم. نم نمی، تشکر.
1 comment:
تو اصلا" مغرور نیستی
خیلی هم مردمی هستی
همین که تو میدونی باید به ترس ها و نقاط ضعف مردم احترام گذاشت رحمتیه که خدا به هر کسی نمیده
به این ترتیب آدمها با هم فرق دارن وبه نسبت رحمتی که دریافت میکنند
Post a Comment